ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )

پيشگفتار 61

معجم البلدان ( فارسى )

دوران جاهليت آورده است ( ادب الجاهلى ص 171 ) ياقوت شصت جا از وى نقل دارد . ن . ك چ ع 1 ص 267 ، ترجمهء فارسى ص 237 ، پانوشت 4 و زركلى 3 : 72 . عميثل : ( بو - ) : عبد الله ( م 240 ) پسر « خليفه » پدرش بردهء بن عباس عموى پيامبر ( ص ) بود ، پسر در رى زاده شد . او براى عرب نمايى با لهجهء غليظ تازى سخن مىگفت كه در عربستان آموخته بود ، و به فرزندان خاندان طاهر اميران خراسان مىآموخت ( نديم . ترجمهء ص 85 ، خلكان 2 : 275 ) . او كنيت « بو عميثل » را كه شايد مانند « بو عميطر سفيانى » از ريشهء آرامى مىپنداشت ، براى نزديكى بيشتر به حكام عرب زدهء آن روزگار چون طاهريان ، به خود بسته و معنىهايى برايش تراشيده باشد ، ياقوت معنى چند لغت را از وى نقل مىكند كه آنها نيز ريشهء آرامى دارند . عون ( ابن ابى - ) ابراهيم پسر محمد پسر بوعون كشتهء 322 ، از خاندان نجميان است ، كه در باختر ايران ساسانى زمين‌دار و بانفوذ بوده با آمدن عرب اسلام را به صورت گنوسيستى با توحيد تنزيهى پذيرفته ، حكومت پيغمبر ( ص ) را حكومت الهى مىدانستند ، و پس از پيامبر نيز جانشينانش را تعيين شدهء خداوند مىخواستند ، ايشان روحانيت خليفگان عرب را نپذيرفته ايشان را سلطان مىخواندند . ابراهيم بن ابو عون در زمان خود دانشمند ، منجم صاحب زيج ، و چند كتاب ديگر بود ياقوت احوال و فهرست تاليفات او را در ( معجما 1 : 234 - 253 ) آورده ، در معجمد او را با عنوان ياد شده در بالا و گاهى به نام صاحب زيج مىخواند . ن . ك مقدمهء ياقوت ص 7 نيز 172 پانوشت . عياض ( قاضى - ) : عياض بن موسى بوفضل مغربى سبتى اندلسى ( 476 - 544 ) ياقوت در 25 جا از آثار وى نقل مىكند . ن . ك چ ع 1 : 589 ، ترجمهء فارسى 515 پانوشت 2 و زركلى 5 : 282 . عيينة ( ابن - ) : سفيان ( 107 - 198 ) پسر عيينه پسر بوعمران ميمون هلالى ولاء . جدّ او ، بوعمران كارگزار خالد قسرى . فرماندار مانىگراى عراق ( 66 - 126 ) بود و پس از شناخته و كشته شدن قسرى ، بو عمران سفيان را برداشته به مكه گريخت . سفيان متّهم به مانى گرائى ، محدث مكه شد و در ضمن درس ، از شعرهاى بونواس شعوبى به گواه مىآورد ( خلكان 2 : 129 - 130 ) ياقوت در 43 جا او را به عنوان روايت كنندهء حديث ياد كرده ، مدارك زندگينامهء او را زركلى ( 3 : 159 ) آورده است . ياقوت 42 بار از او نقل دارد . غنجار : محمد پسر احمد بخارايى . ( 337 - 412 ) مؤلف تاريخ بخارا . ياقوت 11 جا از وى نقل دارد . ن . ك چ ع 1 : 70 : فارسى ص 64 ، پانوشت 9 و معجما 17 : 213 . غندجانى : حسن پسر احمد بو محمد اعرابى م 428 كارگزار بويه‌ئيان پس از سنّى شدن ايشان بود و با شعوبيانى چون نوبندگانى در ستيز بود ، مانند شعرى در نكوهش ايرانيانى كه تاريخ را به فارسى ( مثلا : مهرگان ) به جاى عربى ( محرم صفر ) مىنهند ، كه در معجمد چ ع 3 : 820 : 15 - 16 ديده مىشود . از كسانى ناشناخته ، عرب بيابانى ( مانند : بوندا ) نقل مىكند . براى شناخت نوبندگانى ايرانگرا ن . ك تجارب الامم ترجمهء منزوى فهرست ج 5 . ياقوت پيرامون پنجاه جا از وى نقل مىكند . ن . ك مقدمهء ياقوت ص 7 ، پانوشت 3 .